نیلوفر

از مرز خواب می گذشتم،

سایه تاریک یک نیلوفر

روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.

کدامین باد بی پروا

دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

در پس درهای شیشه ای رویاها،

در مرداب بی ته آیینه ها،

هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم

یک نیلوفر روییده بود.

گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت

و من در صدای شکفتن او

لحظه لحظه خودم را می مردم.

بام ایوان فرو می ریزد

و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد.

کدامین باد بی پروا

دانه نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

نیلوفر رویید،

ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید.

من به رویا بودم،

سیلاب بیداری رسید.

چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم:

نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود.

در رگهایش،من بودم که می دویدم.

هستی اش در من ریشه داشت.

همه من بود.

کدامین باد بی پروا

دانه این  نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

       (سهراب سپهری)

/ 32 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گمنام

سلام مراد جان مرسی از حضور همیشگیت ، شرمنده میکنی داداش[خجالت][خجالت][خجالت]

علی

ازحضورت ممنونم دوست عزیزم

ایدا

سلام خوبید ممنون میشم بیاید وبم

مهربانو

یــــه وقتهایی میری رو پســـت و عکســـهاش یه کامنتـــی بـــذاری حــــرف دلتو بهــــش بگـــی که چقـــــدر برات عــــزیزه.... ولـــــی میبینی خیلـــی ها اومـــدن حرفهــــای تورو بهـــش مـــیزنن: عزیـــزمـ ღــ عاشقتــمـــ ღــ جانــمـ ღـــ فـــღـدات شــღــم تو میمـــــونی و یه دنیــــــا حــــرف نگفــــته .... فــــقط واســـــش لایـــــک میــــزنی.... کــــاش بــــدونه این یعنــــی یه دنیا بغـــــض و حــــرف !.!.!

saeed

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] آنقدر سنگ نهادند میان من و تو [گل] آدم از هرچه طواف است بدش می آید [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

behdone

شعرهای سهراب حرف نداره.

علی

ســـــلام قالب جدیدت مبارک مراد خان

علی

ســـــلام قالب جدیدت مبارک مراد خان

مریم

سلام آخ جووووووووووووووون بازم سهراب سپهری. عالی بود ممنونم ازتون