پرستو

ستاره گم شد و خورشید سر زد

پرستویی به بام خانه پر زد

در آن صبحم صفای آرزو یی

شب اندیشه را رنگ سحر کرد

پرستو باشم و از دام این خاک

گشایم پر به سوی بام افلاک

ز چشم انداز بی پایان گردون

در آویزم به دنیایی طربناک

پرستو باشم و از بام هستی

بخوانم نغمه های شوق و مستی

سرودس سر کنم با خاطری شاد

سرود عشق و آزادی پرستی

پرستو باشم از بامی به بامی

صفای صبح را گویم سلامی

بهاران را برم هر جا نویدی

جوانان را دهم هر سو پیامی

تو هم روزی اگر پرسی ز حالم

لب بامت ز حال دل بنالم

وگر پرواز کنم بر من نگیری

که می ترسم زنی سنگی به بالم  

(فریدون مشیری)

/ 23 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیشتاز اسپرت

سلام شعر زیباییست در ضمن ممنونم که به من سر میزنید[گل]

khodai

سلام....زیبا و دلنشین[گل][دست][گل]دستتون درد نکنه[گل][گل]

گمنام

سلام مراد جان حالتون خوبه؟ قالب جدیدت مبارک شرمنده من چند روزیه نمیتونم بر روی پست های شما نظر بذارم و گرنه همون موقع که این پست رو گذاشتید خواستم براتون نظر ارسال کنم ولی نمیتونستم. حالا هم با هزار مصیبت تونستم نظر ارسال کنم.

ساجده

درود بر شما[دست][هورا]

روزالی پیرسون

امواج زندگی را بپذیر ،حتی اگرگاهی تورابه قعر دریا ببرد.. آن ماهیِ آسوده که همیشه برسطح آب هامیبینی،

مرده است..!

روزالی پیرسون

سعی کنید فکر عوض کردن دنیا را به سر ندهید اگر چیزی هم باید عوض شود این خود شما هستید‏! ‏ تولستوی