نماز

باغ بود و دره،چشم انداز پر مهتاب،

ذاتها با سایه های خود هم اندازه.

خیره در آفاق و اسرار عزیز شب،

چشم من؛بیدار و چشم عالمی در خواب.

نه صدائی جز صدای رازهای شب،

و آب و نرمای نسیم و جیر جیرکها،

پاسداران حریم خفتگان باغ

و صدای حیرت بیدار من(من مست بودم،مست)

خاستم از جا

سوی جو رفتم چه می آمد؟

آب!

یا نه،چه می رفت،هم زانسان که حافظ گفت:عمر تو.

با گروهی شرم و بیخویشی وضو کردم.

مست بودم،مست سر نشناس،پا نشناس،اما لحظه پاک و عزیزی بود.

برگکی کندم

از نهال گردوی نزدیک،

و نگاهم رفته تا بس دور،

شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده.

قبله ،گو هر سو که خواهی باش.

با تو دارد گفت و گو شوریده مستی:

ـمستم و دانم که هستم من؛

ای همه هستی ز تو،آیا تو هم هستی؟

    (مهدی اخوان ثالث)

/ 59 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپید بانو

خــــــــــــــ♥ــــــــــــدایا دلــم به ســان قبــــله نــــماست ... وقتـــی عقـــربه اش به ســـمت تـــو بـــایستد آرامــــ می شـــود ...

سپید بانو

خــــــــــــــ♥ــــــــــــدایا دلــم به ســان قبــــله نــــماست ... وقتـــی عقـــربه اش به ســـمت تـــو بـــایستد آرامــــ می شـــود ...

سپید بانو

ببخشید اشتباه آدرس وبلاگ یه بنده خدای دیگه رو دادم.

سپید بانو

من چند وقت پیش وبلاگم اشتباهی حذف شد.بعد از اون آدرس وبلاگم رو عوض کردم اما برا شما همون قبلیه بی زحمت درستش کنید.

M...R

سلام ممنون سرزدیدباتبادل لینک موافقی خبرم کن

mehdi

مرا با حقیقت بیازار,اما هرگز با دروغ آرامم نکن

کوله پشتی

سلام.موزیکتون منو یاد فیلم قلب یخی انداخت ک کودک بودم دیده بودم.