مرگ به بیمار یا سالم نگاه نمی کند

کاروانی از کوفه به سوی مکه رهسپار شد،شخصی پا برهنه و سر برهنه و تهیدست نیز همراه کاروان به راه افتاد،و سر خوش می گفت:

نه بر اشتری سوارم نه چو خر به زیر بارم       نه خداوند رعیت و نه غلام شهریارم

غم موجود و پریشانی معدوم ندارم              نفسی می زنم آسوده و عمری بسر آرم

یکی از شتر سوارها به او گفت:کجا می روی بر گرد که در راه به سختی می میری،او سخن شترسوار را گوش نکرد و براه خود اذامه داد تا رسیدند به منزلگاه محمود،در آنجا آن شتر سوار پولدار بیمار شد و مرد،آن پا برهنه تهیدست ببالین او آمد و گفت:(ما در این سختی نمردیم و تو با آنهمه آسایش مردی)

شخصی همه شب بر سر بیمار گریست      چو روز شد او بمرد و بیمار بزیست

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی غلامرضاپور

می پرسند مجردی یا متاهل؟ می گویم : * متعــــــــــهد * چون تجربه نشان داده نه مجرد بودن نشانه ی تعلق خاطر نداشتن به کسی است نه متاهل بودن نشانه ی تعهد و وفاداری...

khodai

سلام...باعث افتخار که با شما تبادل لینک داشته باشم دوست عزیز[گل] شما با افتخار لینک شدین[لبخند]

khodai

لااااااااایک عاالی بود....عمر دست خداست تا او اراده نکند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد[گل][گل][گل][گل][گل]

سپید بانو

سلام ممنون که سر زدید....وبلاگ شما هم زیباست[لبخند]

امیر

سلام اقا مراد خسته نباشی زنده باد بختیاری

سپیده

عارفی را گفتند: دنیا را چگونه می بینی؟ گفت: آنچنان که بدون رضایت من برگی از درخت نمی افتد!! گفتند : مگر تو خدایی؟ گفت : نه! راضی ام به رضای خدا....

khodai

ﺭﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﯾﻦ : ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺴــــﭙﺎﺭ[گل][گل][گل]

علی

سلام خوبی؟؟؟؟اطلاع ندادین که با تبادل لینک موافقی یانه؟؟؟