ترک خود پرستی کن

گر به چشم دل جانا جلوه های ما بینی

در حریم اهل دل جلوه خدا بینی

راز آسمانها را در نگاه ما خوانی

نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی

در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی

با شکوه درویشان شاه را گدا بینی

گر طلب کنی از جان عشق و دردمندی را

عشق را هنر یابی درد را دوا بینی

چون صبا ز خار و گل ترک آشنائی کن

تا به هر چه روی آری روی آشنا بینی

نی ز نغمه وا ماند چون ز لب جدا ماند

وای اگر دل خود را از خدا جدا بینی

تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم

رند عاقبت سوزی همچو ما کجا بینی

تا بد از دلم شبها پرتوی چو کوکبها

صبح روشنم خوانی گر شبی مرا بینی

ترک خود پرستی کن عاشقی و مستی کن

تا ز دام غم خود را چون رهی رها بینی

      (رهی معیری)

/ 35 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saeed

[گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران] درخت که می شوم تو پاییزی! کشتی که می شوم تو بینهایت طوفانها ! تفنگت را بردار و راحت حرفت را بزن! [گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران]

نازنین

درود بر شما بسیار عالی دوست گرامی

آیدا

مرسی که سر زدید ممنون میشم بازم بیاید

ارزو

سلامی قشنگ وی پر انرژی تقدیم به دوست ندیدم و از دیاری در همین حوالی زمین ممنونم بهم سر می زنی برات بهترین ها رو ارزو دارم ارزو های بزرگ ارزو

علی

از حضور همیشگیتون سپاسگذارم اقامراد عزیز

علی

چرا بروز نمیشین؟؟؟

علی

چرا بروز نمیشین؟؟؟

علی

سلام اقا مراد عزیز بروز ترین پستتون همینه من پست جدیدی از شما نمیبینم.هروقت پست جدیدتون برام باز شد میام میبینمش

علی

سلام اقا مراد عزیز بروز ترین پستتون همینه من پست جدیدی از شما نمیبینم.هروقت پست جدیدتون برام باز شد میام میبینمش