منزل غریبان مسافر

مسافری به خانه ئیکی از ثروتوندان رفت و ازر او خواست که چند روز مهمان او باشد،ثروتمند گفت:خانه من مسافرخانه مسافرین نیست،مسافر به او گفت:من از تو سه سوال دارم خواهش میکنم پاسخ آنها را بده.ثروتمند گفت بپرس.

او گفت:1-چه کسی قبل از تو در این خانه بود و زندگی می کرد؟جواب داد پدرم

2-پرسید قبل از پدرت چه کسی در این ساختمان زندگی می کرد؟جواب داد جدم

3-پرسید بعد از تو چه کسی در این ساختمان زندگی می کند؟جواب داد اگر خدا بخواهد فرزندم.

مسافر گفت:بنابراین شما مهمان و مسافر هستی،این خانه منزل غریبان و مسافران است

وچون من هم غریب و مسافر هستم،حق مهمانی در این ساختمان را دارم.

صاحب خانه،از این گفتار،تحت ناثیر قرار گرفت،و از خوش کلامی مسافر خوشحال گردید و چند روز او را نزد خود مهمان کرد

/ 6 نظر / 10 بازدید
فاطمه

جالب بود .......... راستی منظورتون از اینکه تجربه کافی رو در مطالب وبلاگم میبینید چیه؟؟ اخه کنجکاوشدم[لبخند]

سی سیب

[دست][دست][دست]خیلی عالی نوشتید.در گرفتم از این جمله زیبا.البته ما هم احادیث بسیار زیبایی در این مورد داریم.

کوله پشتی

سلام..همه رو دعا میکنم اگه لایق باشم

گمانم

سلام ممنون از مطالب قشنگ و زیبات.[گل][گل]