شبگیر

دیگر ای پنجره بگشای که من

به ستوه آمدم از این شب تنگ.

دیرگاهیست که در خانه همسایه من خوانده خروس.

وین شب تلخ عبوس

می فشارد به دلم پای درنگ.

دیرگاهیست که من در دل این شام سیاه،

پشت این پنجره بیدار و خموش،

مانده ام چشم به راه

همه چشم و همه گوش:

مست آن بانگ دلاویز که می آید نرم

محو آن اختر شبتاب که می سوزد گرم

مات این پرده شبگیر که می بازد رنگ.

آری ،این پنجره گشای که صبح

می درخشد پس این پرده تار.

می رسد از ذل خونین سحر،بانگ خروس.

وز رخ آیینه ام می سترد زنگ فسوس

بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار

خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ...

        (هوشنگ ابتهاج)

/ 45 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پری

دختر پست گذاشته::مرغابی ها تا آخر عمر با جفت خود میمانند و اورا رها نمیکنند. . . . . . . .. . من تصمیمم رو گرفتم. . . . . زن مرغابی میشم. . . . . ساکت حرف نباشه وگرنه با پر شوهرم میزنم تو دهنت.... والا... بحث اعتماده، شوخی نیس که.... ^_^خواهشا ازدواج فامیلی نکنید.بزارید ما به مرگ طبیعی بمیریم...

زرین قلم

بغض هایی که نمی شکنند بغضهایی که همانند جلادی گردنم را گرفت اند پرم از بغض هایی بی رحم خدایا این همه بغض روزه را باطل نمیکند؟

زرین قلم

هجرانت برایم مرگی تدریجیست و می دانم ............که نمیدانی

کوله پشتی

چشم در راه معشوق بودن سهل است تا ک او آید و این هجر ب پایان برسد. زیبا بود..

علی

یه روزی من به چشمات پیله کردم میخواستم مثل یک پروانه باشم به دور تو بگردم تا دم مرگ میون آسمون تو رهاشم ولی افسوس تو این و نخواستی نخواستی مال هم باشیم همیشه نخواستی زندگیمون جون بگیره نفهمیدی که اینجوری نمیشه نمیشه عشق ودست کم بگیریم یا توی زندگی مغرور باشیم با اینکه زیر یک سقفیم اما فقط مجبور و از هم دور باشیم تموم زندگی با عشق برپاست نباشه میشه عادت، میشه تکرار که آجر روی آجر از گلایه بدون عشق روزی میشه دیوار..

علی

منتظرپستهای بعدیتون هستم

زرین قلم

. خورشید چراغکی ز رخساره علی ست مه نقطه کوچکی ز پرگار علی ست هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات همسایه دیوار به دیوار علی ست شهادت مولا علی را تسلیت عرض می کنم.