هست شب

هست شب،یک شب دم کرده و خاک

رنگ رخ باخته است.

باد،نوباوه ی ابر،از بر کوه

سوی من تاخته است.

هست شب.همچو ورم کرده تنی گرم دراستاده هوا

هم ازین روست نمی بیند اگرگمشده ای راهش را.

با تنش گرم،بیابان دراز

-مرده را ماند در گورش تنگ-

به دل سوخته ی من ماند

به تنم خسته،که می سوزد از هیبت تب.

هست شب.آری شب.  (نیما یوشیج)

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

سلا عالی بابت حضورتونم متشکرم

mehdi

نیما یوشیج مگه شعر بدم داره اصلا . خیلی قشنگ [گل] ممنون بازم بهم سر بزن من لینکتون کردم با اجازه اگه دوست داشتین شما هم لینک کنین

khodai

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺩﻗﺖ ﮐﻦ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﺩ ﺷﻮ ، ﺣﺲ ﮐﻦ ، ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﺳﺖ[گل][گل][گل]

khodai

ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺭﺥ ﺩﻫﺪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﻲ [گل][گل][گل]

نازنین

[گل][گل] زیبا و عالی..........لینک کردم با اجازتون

نازنین

[گل][گل] زیبا و عالی..........لینک کردم با اجازتون

نازنین

تو را مثل قانون… کسی رعایت نمی کند؛ چرا غمگینی دلم؟ تو را برای شکستن سرشته اند…![گل]

ریحانه

من هم عاشق شعر و ادبیاتم...آرامش خاصی توش هست... لینک شدید [لبخند][گل]