دیار بختیاری

شبها که ستاره هم فرو خفته است

گلهای سپید باغ بیدارند

شبها که تو بی بهانه میگریی

شبها که تو عطر شعرهایت را

از پنجره ها نمیدهی پرواز

 

گلهای سپید باغ بیدارند

شبها که دل تو با غمی مانوس

پیوندی تازه می زند پنهان

شبها که نسیم هم نمیآرد

از دره مه گرفته هیچ آواز

 

در زیر دریچه تو بیدارند

گلهای سپید باغ خواب آلود

شبها که تو عاشقانه میخوانی

شبها که چو اشک تو نمی تابد

یک شعله درین گشاده چشم انداز

 

این باغ و بهار خفته را هر شب

گلهای سپید باغ بیدارند

شبهای دراز بی سحر مانده

شبهای بلند آرزومندی

شبهای سیاه مانده در آغاز

 

شبها که تو عاشقانه میخوانی

شبها که تو بی بهانه میگریی

شبها که ستاره هم فرو خفته است

گلهای سپید باغ بیدارند

جان تشنه ی صبح روشنی پرداز.

          (سیاوش کسرایی)

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۸ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط مرادعیسوند نظرات ()


Design By : Pichak