دیار بختیاری

گر به چشم دل جانا جلوه های ما بینی

در حریم اهل دل جلوه خدا بینی

راز آسمانها را در نگاه ما خوانی

نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی

در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی

با شکوه درویشان شاه را گدا بینی

گر طلب کنی از جان عشق و دردمندی را

عشق را هنر یابی درد را دوا بینی

چون صبا ز خار و گل ترک آشنائی کن

تا به هر چه روی آری روی آشنا بینی

نی ز نغمه وا ماند چون ز لب جدا ماند

وای اگر دل خود را از خدا جدا بینی

تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم

رند عاقبت سوزی همچو ما کجا بینی

تا بد از دلم شبها پرتوی چو کوکبها

صبح روشنم خوانی گر شبی مرا بینی

ترک خود پرستی کن عاشقی و مستی کن

تا ز دام غم خود را چون رهی رها بینی

      (رهی معیری)

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱۸ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط مرادعیسوند نظرات ()


Design By : Pichak