دیار بختیاری

وشب سکوت بود

میان ما  هزاران ترانه وجود بود

بیا تو ای عزیز دلنواز من

که از ترنم نگاه تو 

دل غمین و پر ز غصه ام  میان این همه  ستاره  بی وجود بود .

و شب سکوت  بود

ستاره ایی ز آسمان قلب من  بپاس آن  نگاه آخرین  بی  وجود بود .

وشب سکوت بود

سکوت و انتظار سوسنی  که تا طلوع صبح

به خاطرات کهنه اقاقیا حسود  بود .

وشب سکوت بود

بی تو ای تمام روز  و شب چه کرده ام که این چنین

بنالم از دوریت  بگو به من .

وشب سکوت بود

وشب سکوت بود .

(احمد پایمرد .ساکن سرای سکوت )

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٠ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط مرادعیسوند نظرات ()


Design By : Pichak