دیار بختیاری

(فتحعلی شاه)از شاهان بزرگ قاجار که 37سال سلطنت کرد روزی در میان دو تن از زنهایش که یکی به نام (جهان)ودیگری به نام(حیات)بود نشسته بود و این شعر را خواند

نشسته ام به میان دو دلبر و دو دلم           کرا به مهر بگیرم ،در این میان خجلم

جهان گفت:تو پادشاه جهانی،جهان تو را باید.

حیات گفت:اگر حیات نباشد جهان به چه کار آید؟

یکی از ندیمه های حرمسرا این گفتگو را شنید و نامش (بقا)بود،به پیش آمد و گفت:

حیات و جهان هر دو شان بی وفا است       بقا را طلب کن که آخر بقا است

کشکول بیان الحق ص 58

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/۱٥ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط مرادعیسوند نظرات ()


Design By : Pichak