دیار بختیاری

میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان

هجران بلای ما شد یارب بلا بگردان

مه جلوه مینماید بر سبز خنک گردون

تا او بسردراید بررخش پا بگردان

مرغول را بگردان یعنی برغم سنبل

گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان

یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست

در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان

ای نور چشم مستان در عین انتظارم

چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان

دوران همی نویسد بر عارضش خط خوش

یا رب نوشته بد از یار ما بگردان

حافظ زخوبرویان بختت جز اینقدر نیست

گر نیستت رضائی حکم قضا بگردان

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢۱ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط مرادعیسوند نظرات ()


Design By : Pichak