دیار بختیاری

مانده تا برف زمین آب شود.

مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر.

ناتمام است درخت.

زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد.

و فروغ تر چشم حشرات

و طلوع سر غوک از افق درک حیات.

مانده تا سینی ما پر شود از سنبوسه و عید.

در هوائی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد

و نه آواز پری می رسد از روزن منظومه برف

تشنه زمزمه ام.

مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد.

پس چه باید بکنم

من که در لخت ترین موسم بی چهچه سال

تشنه زمزمه ام؟

بهتر آن است که برخیزم

رنگ را بردارم

روی تنهائی خود نقشه مرغی بکشم.

          (سهراب سپهری)

نوشته شده در ۱۳٩٥/٧/٢٩ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ توسط مرادعیسوند نظرات ()


Design By : Pichak